مارتين لوتر کينگ
(1929ــ 1968)KINg,M.L اصلاح طلب سياه پوست آمريکائي
يکي از چهره هاي درخشان سياه پوستان آمريکا بود که در جواني دوبار دست بخودکشي زد و بارها براي گرفتن حق خود و ساير سياه پوستان بزندان افتاد. درسال 1963بيش از 44000 کيلومتر سفر و بيش از 350 بار وعظ و سخنراني کرد. روش مبارزه منفي را چون گاندي پيشه خود ساخته و از هر نوع خشونت، همنوعان خود را برحذر ميداشت. و براي مبارزه در راه آزادي و بيعدالتي بشيوه گاندي تلاش فراوان کرد. و خود چنين گفت:
"پيش از اين قرن، تمام انقلابات معنا"براساس اميد ونفرت استوار بود. اميد دلالت ميکرد بر افزايش احتمال آزادي و عدالت. نفرت توصيفي بود قديمي از احساس تلخي نسبت به مرتکبين قوانين قديمي، آنچه انقلابات را خونين و جابرانه ميکرد از نفرت سرچشمه ميگرفت، آنچه در جنبش مهاتما گاندي در هندوستان تازگي داشت اين بود که او انقلابي را بر پايه ي اميد و صميميت، اميد و عدم خشونت بنا نهاد. اين تأکيد جديد مشابه، جنبش حقوق مدني را در کشور، مشخص کرد که از تاريخ تحريم اتوبوس در مونتگمري در سال 1956 تا جنبش سلما در 1965 ادامه داشت."
مارتين لوترکينگ عقيده داشت که بکار بستن مبارزه منفي و تحريم گسترده بناي بيعدالتي را بهتر و زودتر برمي افکند و گفت: "مسأله صرفاً يک مسأله نژادي با قيام سياه ضد سفيد نيست اين تلاش بالاخره ضد مردم نيست، بلکه کششي است بين عدالت و بيعدالتي. هدف مقاومت منفي با ضديت ستمکاران نيست بلکه ضديت با ستم است. در زير لواي آن وجدانها قرار دارند نه گروههاي نژادي."
بسياري ازمهاجران اروپائي در آمريکا بيعدالتي هاي فراوان کردند. زمين ها و ثروت هاي سرخ پوستان را ربودند، آنانرا باسيري مي گرفتند و غالباً همه را قتل عام ميکردند و اين بيچارگان بناچار در مناطق خشک و کوهستانهاي صعب العبور بزندگي سختي جور و ستم مهاجران اروپائي ادامه ميدهند بر سياه پوستان نيز که آنها را چند قرن پيش از آفريقا ربوده و بقاره آمريکا آورده و بکارهاي دشوار کشاورزي در شرايط غيرانساني واميداشتند. از جمله بدبختان و ستمديدگان نونشينان اروپائي بودند و بقدري در حق اين مردم رنج ديده ستم روا ميداشتند که اگر سوار اتوبوس ميشدند بايد در صندلي هاي عقب به نشينند و هرگاه اتوبوس پرميشد مي بايد جاي خود را به سفيد پوست ها بدهند و اين بيعدالتي همچنان ادامه داشت تا اينکه در 1956 در مونتگمري، آلاباما زني سياه پوست جاي خود را در اتوبوس بسفيد پوستان نداد لذا آن زن را بازداشت کردند. دکتر مارتين لوترکينگ سوار شدن اتوبوس را تحريم کرد و همه سياه پوستان ازين کار پيروي نمودند تا اينکه در آخر همين سال دادگاه عالي ايالات متحده تبعيض سياه و سفيد را غيرقانوني اعلام کرد و اين حکم دادگاه مارتين لوترکينگ کشيش سياه پوست گمنام را در همه آمريکا مبارزي مشهور ساخت.
در 1963جنبش عظيمي بسرپرستي وي براي رفع تبعيض نژادي با راه پيمائي بزرگي آغاز گشت و بزرگترين دمونستراسيون براي حقوق مدني در تاريخ آمريکا بود و200000 نفر از راه پيمايان سياه و سفيد، محوطه پارک بين مجسمه يادبود لينکلن و بناي يادبود واشنگتن را در شهر واشنگتن پرکردند.
مارتين لوترکينگ بواسطه مبارزات صلح آميز و بدون خشونت خود در سراسر جهان شهرت يافت. تا اينکه در 1964 بدريافت جايزه صلح نوبل موفق گرديد.
در 1968 با تير يک نفر سفيد پوست مرتجع و خرافاتي بطرز وحشتناکي زخمي گرديد و کمي بعد بر اثر اين زخم شديد درگذشت.
شرح بيعدالتي هاي بيشتر آمريکائي ها نسبت به سرخپوستان و سياه پوست را اگر در چندين جلد کتاب بنويسند بازتمام ناشدني است يعني وصفي تمام گفت؛ نشده است.
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}